چالش ها وموانع صلح درافغانستان

به اشتراک بگذارید

نگارنده: محمدی

موضوع مذاکره با مخالفین مســلح دولت افغانستان به عنوان یک موضــوع محوری وقابــل تأمل است که از چندی بدینسو درمحــراق توجــه نــظام جمهـــوری اســـلامی افغانــستان، نــهادهــای مدنی،احــــزاب ســیاسی،علــمای کرام،جــوانان، شبکه های امــورزنان ودریک کــلام تمامی طـــیف های  که به افغانــستان به عنوان یــک واحد جـغـرافـیای مستقل ودارای تاریـخ درخــشان تــعـــلق خاطـر دارند قرارداشـته و دارد.

نکته قابل توجه این است که، نا امنی وبی ثباتی دراین کشور، همیشه معطوف به عوامل بیرونی  میباشد ودرنتیجه دخالت حلقات خاصی بیرونــی اسباب بی ثباتی ونا امنــی درافغانســتان فراهم گــردیده اســت.

باوجود اینکه دولت افغانستان ومخالفین مسلح آن، هردو صــلح را به عنوان یـک ضرورت دینی ،نیاز مبرم وحیاتی ملت افغانستان میدانند وظاهرآ از اصـل  گفتگوومــذاکرات به عنوان راه حــل مشکلات درکشور البته با پیش شرط استقبال می نمایند اما  با تاسف تا کنون این تلاش ها نتیجه ملـموسـی  درپی نداشته است.

درکنارعوامل و دلایــل پــیدا وپــنهان به نکات ذیل به عــنوان موانــع اصلی  روند صلح میتوان اشاره نمود:

۱: صلح بجای اینکه یک شعار باشد یک ضرورت مبرم ونیاز جدی برای همه جوامع بعد ازجنگ بویژه کشور افغانــستان میباشد که، درطول چند دهـه جنگ ونا امــنی تمام زیر بنا های اجــتماعی واقتصادی درآن از میان رفته است وازین طریق قـــربانی های زیادی را متحــمل گردیده اســت .

روی همین ملحوظ یکی از موانع مهم دربرابر تحقق صلح وتامین ثبات نگاه ابزاری وشعارگونه  به روند صلح ، عدم تعهد وصداقت  برخی از جریان ها وحلــقات دخیــل درقــضایا افغانــستان  به پروسه صلح به عنوان یگانه راه حل مشکلات وچالش های موجود دراین کشور است .

مخالفین مسلح نظام وطرف های دخیل درمسایل وقضایا افغانستان  نیز  تا زمانی به این نــتیــجه نرسند که جز از طریق صلح ومذاکره نمیتوانند به اهداف خود دست یابند، رویکرد آنها به پروسه صلح ابزاری بوده وتحقق اهداف خویش را ازطریق شیوه های دیگری  دنبال میکنند شیوه های که متاسفانه توسل به آنها نه تنها ما را به ثبات نمیرسـاند، بلکه پـــیامد هـــای غــیر قابل جـبران برای کشور ومردم افغانستان دارد.

۲: عـدم آمادگی برای دادن امتیازات: در روند صلح همیشه امتیازاتی رد وبــدل میگردد طــرفین دخیل باید در اطراف مطالبات خود خط سرخ نکشند،تــنها میتوان با این فرضیه مذاکره نمــودکه تمام مطالبات قابل داد وگرفت میباشد، با ترسیم  خطوط سرخ نمیتوان به نتایج مطلوب رسید،یکی از خطوط سرخ مخالفین مسلح همیشه عدم حضورخارجی ها بوده است موضوعیکه قابل حــل اســت زیرا بـا انتـقال صلاحیت ها ومسئولیت های امنیتی ودفاعی از نیروهای خارجی به نیروی های داخــلی این بهانه مخالفین مسلح که به عنوان یک مانع جدی فرا راه مذاکرات تلقی میگردید رفع شده است .

۳: پراکندگی درصفوف مخالفین مسلح: موضوعی دیگری که  باعث شده است تا مذاکرات صلح دراین مدت به نتیجه نرسد عدم انسجام و فقدان رهبری واحد درمیان مخالفــین مسلح نظام میـباشد باوجود اینکه  مردم  وملت افغانستان به صورت متحد وهماهنگ از یک موضع واحد درقبال پروسه صلح برخوردار میباشند اما متاسفانه مخالفیـــن مسلح نظام نتوانستــند که درقبال پروســـه صلــح موضع روشنی را اتخاذنمایند ، تا شــورای عالی صلح بتواند با مجموعه مشخص، متحد، یکپارچه و قابل اعتماد  که دارای تشکیلات واضح وتعریف شده باشد وارد مذاکره شودکه البته این خود به عنوان یک چالش جدی تلقی میگردد.

۴: بازتولید گروه های جنگی تحت نام های مختلــف: یکی دیگراز موانــع صــلح باز تولــید گـروه های جنگی درکشوراست  هر ازگاهی یک نام جدیدی به عنوان گروه مخالف مسلح دولت به خورد رسانه ها داده می شود که این خود جریان صلح ومذاکرات را دچار اشفتگی میکند، حزب اسلامی به رهبــری آقـــای حکمتــیار یکی از جـــریانهای مـــطرح ومؤثرجــهــادی اســت که، متاسفانه میخواهند از راه جنگ به اهداف خویش نایل گردند ، حلقات مختلفی  درمیان طالبان اعـــم از شورای پشاور،شورای کویته ، شبکه حـقانی دربـرابر دولت به صـــورت مســـلحانه میجنگند ودراین اواخر گروه دیگری بنام داعــش ظــهور کــرده اســـــت  که مســـئولیت برخــی از حمــلات خــونین ازجــمله  حــــادثــه خونــین ننگرهار  را بدوش گرفــت ایــن چند گانگی درصفوف مخالفین مسلح باعث کندی روند مذاکرات گردیده است.

۵: تأثیر گذاری اعــضای مــذاکره کننده، در روند صــلح: موضوعی دیگــری که درمـؤفــقــیت پروسه صلح و جـــریان مذاکرات میتواند مؤثر باشد وجود یک تیم مشخص ،فــعال وکارآزمـــوده جهـــت پـــی گیری مذاکرات است  که درجهت به ثمر رسانیدن گفتگوهای صلح بتواند نقش مهم وحیاتــی داشــته باشد.

 اما متاسفانه چنین تیمی از سوی مخالفین مسلح دولت وجود ندارد واین خود باعث شده است  که روند مذاکـــرات صلح به نتایج ملموسی منتج نگردد.

۶: مداخلات خارجی : مهمترین فاکتور وعامل مؤثردرنا امــنی وبی ثـباتی افغانــستان مــتاســفانه مداخلات برخی از کشورهای خارجی  میباشد که درطول چــند دهــــه آخیر از مردم وملت ما قــربانی گرفــته است، امیدواریم که همه طرفهای ذیدخل کشور و همسایه ها متوجه این حساسیت گردند.

درسطح منطقه ای وجهانی نیز با طرف ها وجهت های دخیل درقضایای افغانستان طی مذاکرات ونشست های متعــدد با کشور های منطقه وفرا منطقه توانسته است حــمایت جــدی وهمه جانــبه آنها را در راستای حمایت از پروسه صلح ورفع محدودیت مذاکرات جلب نماید که این خود میتواند دست آورد خوبی  برای شورای عالی صلح باشد.

به باور بـنده تمام شرایط لازم از جانــب شورای عالی صلح برای اشتراک طالبان درمیــزمــذاکره فراهم گردیده اســت، خروج نیروهای مربوط به جامعه جهانی با انتقال مســئولیت های امنــیتی به نیروهای داخلی صورت گرفته است،محــدودیت وضع شــده بر  تعدادی زیادی از افراد مربوط به طالبان ومخالفین مسلح از لیست سیاه  سازمان ملل متحد برداشته شده است.

اما درمورد تغییر قانــون اساســـی که از سوی طالبان درنشســت ها وموضع گیــری های آنان  به عنوان پیش شرط مذاکرات  مطرح شده است، من باور دارم که قانون اساســـی کشورما هم غــنی ترین قانون اساسی درمیان قوانین اساسی کشورهای اسلامی  اســــت وهم متناسب باروحیه دیـــنی وفرهنگی مردم ما است با وجود آن اگر گروه های مخالف مسلح تاکید برتغییر آن داشته باشد   این تغییر از طــریق میکانــیزمی که درقانون اساسی پـــیش بــیــنی شــده اســــت، میــتوانــد صورت گیـــرد.

 با امـیـد ایـنکه مخالفین مسلح  به صلح وآشتی روی بیاورند واز طریق فعالیت های مثبت وسازنده شان درعمران وباز سازی مجدد کــشور خویش سهیم گردند تا به کمک خــداوند مــنان درآینده نــزدیک بتوانــیم  شاهــد افغانــستان آبــاد، مقــتدر وشــریک مئوثر جامــعه جهانی بوده باشــیم.

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.