نقش مردم در روند صلح ، فرصت ها و چالش های بزرگان آقوام

به اشتراک بگذارید

در تحولات اجتماعی ، حرکتهای آزادی بخش ، نهضت های اصلاحی ، پیشرفت کشورها در عرصه های علمی ، اقتصادی ، سیاسی، برقراری ثبات و امنیت پایدار و آبادی سرزمینها نقش مردم نه تنها بسیار برجسته بلکه تعین کننده بوده است. ادارۀ جمعی ، عزم قوی و عمل فداکارانه مردم میتواند ضامن استقلال ، تمامیت ارضی و باعث شگوفایی فکری ، رونق اقتصادی ، عامل فایق آمدن برفقر، عقب ماندگی و دیگر مشکلات گردد. این مردم است که با سعی مستعمر ، هم آهنگ ، تلاش خستگی ناپذیر و تعاون همدلی کشور شانرا از خرابیها نجات داده و آنرا از جایگاهی رفیع و با عزت در چشم انداز جهان و عرصهٔ بین المللی قرار میدهد در حقیقت مردم   صاحبان اصلی سرزمین و ثروت های طبیعی کشور خویش هستند و صلاحیت واقعی تصمیم گیری در امور و مسایل بزرگ و مهم ملی تنها ازآن مردم میباشد. دین مبین اسلام نقش و اهمیت مردم را برجسته ساخته در کلام پاک خداوند (ج) قران مجید میخوانیم : قل اعوزذ برب الناس ملک الناس اله الناس … ترجمه: پیغمبر من بگو پناه میبرم به پروردگار مردم صاحب اختیار مردم معبود مردم و پیغمبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) توجه و عنایت خاص به مردم مؤمن داشت وآنها را مورد نوازش قرار میداد. بر مبنای همین دیدگاه است که در ماده چهارم قانون اساسی ما این گونه تسجیل گردیده است:

حاکمیت ملی در افغانستان به مردم تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایندگان خود آنرا اعمال میکنند. و ماده (۶۵) شصت و پنجم چنین تصریح مینماید: رییس جمهور میتواند در موضوعات مهم ملی سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی به آرای عمومی مردم افغانستان مراجعه نماید که این همان ریفرندم یا همه پرسی میباشد.

  اما مردم وقتی میتوانند در دستیابی به پیشرفت ، رفاه، صلح  و امنیت نقش آفرینی نمایند که: متحد، یکپارچه و دارای وحدت عمل باشند و تحقق هماهنگی و یکپارچگی مردم منوط به اسباب و عوامل چندیست که به پنج مورد عمده تر آن اشاره مینمایم:

 ۱ – اینکه مردم دارای قوانین مترقی و پیشرفته باشند که نیازمندیهای  واقعی جامعه را در نظر گرفته و بهترین راه های حل آنرا به دقت پیش بینی کرده و بدون ابهام آنها را  تبیین و تصریح نموده باشد وزمام داران و آحاد مردم به تبعیت کامل ازآن قوانین التزام عملی داشته و مدیریت جامعه در تطبیق آنها متعهد و جدی بوده و هیچگونه تبعیض بین افراد ، احناف و قدرتمندان و ضعفا صورت نگیرد.

۲ – رعایت عدالت اجتماعی و جلوگیری از تضییع حقوقی افراد ، خانواده ها ، اصناف و اقوام در همهٔ امور و زمینه ها زیرا رعایت عدالت و تطبیق یکسان قوانین بالای فقیر و غنی و قدرتمند و ناتوان موجب همبستگی ، یکپارچگی و تعامل دوستانه بین آحاد مردم میشود.

۳ – نبودن سایهٔ شوم فرصت تکامل استبداد داخلی و سلطهٔ خارجی بالای سر مردم زیرا این دو عامل سبب عدم حضور فعال و مشارکت علاقه مندانهٔ مردم در مسایل عمده و صحنه های مهم ملی و سرنوشت ساز میگردد در چنین شرایط جرئت ابراز نظر و ثبات شایستگی و اقدام بدون ترس از مردم سلب میگردد. و چه بسا که افراد چاپلوس و طرد شده از جانب مردم و افراد و اشخاص خریداری شده توسط خارجی ها با گستاخی ابتکار اتق و فتق امور مردم و کشور را بدست گیرند.

۴ – رهبری با درایت و دلسوز که در تمام برنامه ریزی ها مصالح واقعی مردم و ایجاد مناسبات دوستانه و روابط مبنی بر احترام متقابل در میان آنانرا در نظر گرفته از هر گونه اعمال تبعیض آمیز و منافی انصاف و عدالت جداً پرهیز نماید.

۵ – اگاهی مردم از اوضاع کشور ، امکانات ملی و نقطه های قوت و مشکلات جامعه و همچنان اطلاع کافی از اوضاع و سیاستهای کشور های منطقه و جهان تا در نتیجه و روشنایی معلومات و ارزیابی دقیق بتوانند از امکانات و نقطه های قوت ملی بهره برداری مطلوب نموده در برابر دسایس یکپارچگی را حفظ و در رابطه به سرنوشت و حیات جمعی شان تصامیم به جا و مقتضی را اتخاذ نمایند.

اما چالشها:

۱ – نداشتن قوانین جامع و ضوابط شفاف و عدالت محور که جوابگوی نیازمندیهای دستوری مردم باشد زیرا جامعه بدون قوانین و مقررات دقیق و مترقی مانند کاروانی است که در یک صحرای بدون خط سیر مشخص حرکت مینماید که در آن صورت رسیدن به مقصد بسیار دشوار و نا ممکن میشود و وضعیتی پیش خواهد آمد که هر دسته به سمتی حرکت نموده به بیراهه رود.

۲ – نداشتن التزام عملی به قوانین مورد قبول جامعه و اقدامات سلیقه یی و خود سرانه زیرا عمل نکردن به قوانین و ضوابط پزیرفته شده منجر به هرج و مرج و گسستی روابط مردم و همبستگی آنان و در نهایت باعث دسته دسته شدن مردم و پایمال شدن حقوق و حرمت اقشار ضعیف و آسیب پذیر جامعه گردیده سبب ذوال، یکپارچگی ، وحدت، اقتدار و عزت مردم گردیده و نقش آنان بی اثر میگردد.

۳ – عدم اگاهی کافی و لازم از اوضاع مردم و امکانات کشور و تحولات منطقه و جهان و ناتوانی از شناخت دوست و دشمن.

زیرا این عدم آگاهی موجب آن میگردد که مردم از تواناییهای ملی و امکانات موجود در جامعه و سرزمین خود استفاده مطلوب نتوانند و در برابر دسایس بد خواهان شان تدابیر خنثی کننده را به کار نبندند و و یکپارچگی و وحدت شان خدشه دار گردد و نتوانند تصامیم مفید و مؤثر اتخاذ و اقدامات مقتدرانه و مبتنی بر شناخت و ارزیابی دقیق به عمل آورند و در امور اساسی و استراتیژیک کشور خویش نقش آفرین ایفا نماید.

۴ – مواجه شدن با  استبداد داخلی و استعمار خارجی

زیرا با موجودیت این دو پدیده استعداد های بالقوه مردم به فعالیت نمیرسد  و افراد و اشخاص وطندوست امکان حضور فعال و مؤثر  در امور کشور پیدا نمیکنند و مردم زمینهٔ مشارکت در مسایل عمده و سرنوشت ساز شان را مساعد نمی بینند  دلسرد و منزوی میشوند و عناصر فرصت طلب و بریده از مردم یکه تاز میدان میشوند.

۵ – مقدم دانستن منافع شخصی ، فامیلی ، سمتی، قومی و … بر منافع استراتژیک ملی

زیرا داشتن چنین روحیه به منزلهٔ یک بیماری سری است که به دیگران سرایت کرده فراگیر میشودو این یک آفت بزرگ و عامل وحدت شکن مردم و تضعیف کننده نقش آنان در تحولات و امور سرنوشت ساز کشور شان میگردد و رقابت منفی و تضعیف کننده یکدیگر جای همدلی ، یکپارچگی و وحدت عمل مردم را میگیرد.

نقش مشران قوم:

نقش مشران قوم ، سران عشایر ، اکابر و نخبه گان در کشور ما در گذشته ها بسیار برجسته و بارز و در بعضی موارد تعیین کننده بوده و در حل منازعات اجتماعی و بین القومی گامهای نسبتاً موفقی برداشته و فیصله های آنها از جانب همهٔ اطراف منازعه پذیرفته می شد گر چه از سی و پنج سال به اینطرف در اثر کودتا و قیام های مردمی ضد کودتا و به میان آمدن احزاب نقش سنتی بزرگان اقوام و قبایل رو به کاهش گذاشته با آن هم میتواند از این صنف مشخص در حل منازعات و صلح و ثبات استفاده کرد سران عشایر و بزرگان محلی در زمینهٔ فیصله های عرفی تجارب فراوان دارند. بنابراین لازم دیده میشود که شورای عالی صلح در جهت جلب همکاری مشران و بزرگان و متنفذین محلی تلاش برنامه ریزی شده داشته باشند واز این طریق زمینه اجتماعی دسترسی به صلح عادلانه و آشتی پایدار و ماندگار را فراهم سازند ضروری دانسته می شود. که شورای عالی صلح به حرکت پلان شده و پی گیر خود همه مردم و خواص جامعه را بسیج نموده با استفاده از روحیهٔ صلح طلبانه مردم ، سران اقوام ، نخبه گان و متنفذین جامعه سپاه صلح بیست ملیونی رابه حرکت در آورده کشور و ملت را از این وضع اسفبار نجات دهد.

و من الله توفیق

استاد محمد اکبری 

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.