محمد، مخالف مسلح قبلی در ولایت غوربهشت از راه جنگ نه، بلکه از راه خدمت به مردم بدست می آید:

به اشتراک بگذارید

 گزار شگر: یارمحمد یاور
دولینه یکی از ولسوالی های ولایت غور است که در ۷۰ کیلومتری شهر فیروزکوه مرکز ولایت غور قرار دارد. این ولسوالی متشکل از ۱۰۰ قریه بوده و شغل اکثریت مردم کارهای شاقه و دهقانی میباشد.
ولسوالی دولینه قبلاً لانۀ اصلی مخالفین مسلح دولت بود که با پیوستن اکثریت آنان به روند صلح، این ولسوالی جای امن برای مردم عام شد.
محمد فرزند عبدالغنی باشندۀ « گله بید» ولسوالی دولینۀ ولایت غور که ۲۶ سال عمر دارد و مدت سه سال در مخالفت با دولت قرار داشت، به تاریخ ۳۰ جوزای ۱۳۹۲با ۱۱ تن از همراهانش با روند صلح یکجا شد. وی قبل از رفتن به صفوف مخالفین، متعلم مکتب بود اما، دشمنان مردم افغانستان او را نگذاشت تا به تحصیل خود ادامه دهد و وی را تشویق به جنگ و مخالفت با دولت نمودند. محمد و همراهانش مدت سه سال در ساحات مربوط ولسوالی دولینه، ولسوالی شهرک، پسا بند و قسمت هایی از ولایت دایکندی، فعالیت های تخریبی و ضد دولتی را انجام می دادند

.وی می گوید: « من در مکتب قریۀ خود، در ولسوالی دولینه درس می‎خواندم. جنگ، بدبختی، مردم آزاری در آن وقت کم بود. مصروف درس خواندن بودم که مخالفین دولت ما را فریب داده و مجبور به انجام فعالیت های ضد دولتی نمودند. به ما می گفتند که شما جهاد کنید تا داخل بهشت شوید. وقتی در محل ما بد بختی، آدم کشی و مردم آزاری زیاد شد، بعد از سه سال درک کردم که فریب خورده ایم و علیه یکدیگر می جنگیم و خداوند جل جلاله رحم کرد و با تشویق بزرگان محل و بخصوص خانمم از جنگ و بد بختی دست کشیدم و راه صلح را انتخاب کردم.»

محمد از یک سال به این سو در شهر فیروزکوه مرکز ولایت غور، رستورانت باز کرده و از این راه عاید خوبی بدست می آورد که از یک طرف مصرف خانه و اولاد هایش بر آورده می شود و از جهت دیگر در خدمت هم وطنان خود قرار دارد.

img_ghor_joining_jawza_30_1وی در بارۀ کارش می گوید: من و قتی به روند صلح آمدم بعد از مدتی فهمیدم که زنده گی در کنار مردم و دولت خیلی خوش آیند بوده و حالا از برکت صلح توانستم رستورانت باز کنم و از این راه برای مردم خود خدمت کنم. اکنون از این راه عاید خوبی بدست می آورم و همچنان برای چند نفر دیگر که در رستورانت من همکار اند زمینۀ کار را مهیا ساختم و فعلا از زندگی ام راضی هستم.

خلیل احمد، یکی از کار کنان رستورانت مربوط به محمد می گوید: « در منطقۀ ما جز جنگ و بد بختی ازکار و آبادی خبری نبود. من مجبور شدم بخاطر کار به ایران بروم. با مشکلات زیادی روبرو شدم و پس از آن که خبر یکجا شدن محمد را با پروسۀ صلح شنیدم با محمد تماس گرفتم، او از بهتر شدن کار و زنده گی اش برایم گفت که در شهر رستوانت باز کرده است، خیلی خوش شدم و به وطن برگشتم. فعلا با محمد کار می کنم زنده گی هر دوی ما خوب است.»
معصوم دوست دیگر محمد در بارۀ محمد می گوید: « من و محمد زمانی که در مخالفت با دولت قرار داشتیم ما را فریب داده بودند. ازاینکه راه صلح را انتخاب کردیم و به کسب و کار محمد می بینم از خداوند جل جلاله سپاس گزاری می کنم که ما را دوباره به راه نیک هدایت کرد. اگر زنده گی فعلی محمد را با گذشته اش مقایسه کنیم ۸۰ فیصد در زنده گی اش تغییرات مثبت بوجود آمده است. محمد خودش مصروف کسب و کار شده و اولاد هایش می توانند به مکتب بروند و درس بخوانند.»
محمد از این که راه صلح را انتخاب کرده و فعلا صاحب کار شده بسیار خوشحال است و برای آنانیکه جنت را از طریق جنگ و بدبختی و مردم آزاری برایش وعده داده بودند می گوید:  «جنت از راه جنگ و ویرانگری و مردم آزاری هرگز به دست نمی آید، بلکه جنت از راه صلح و زنده گی مسالمت آمیز وخدمت به مردم بدست می آید. من به کسانی که مخالف دولت و مردم خود هستند صدا می کنم که بیش از این فریب بیگانه ها را نخورید، هم خود شما تباه می شوید و هم مردم مظلوم افغانستان.»

Post a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.